راجع به تصميم جديدم همچنان فكر مي كنم كار درستي انجام مي دهم....فارغ از هرچه كه هر كس ديگري بگويد.با هركسي كه مطرح كردم نپرسيدم درست است يا اشتباه؟ بلكه هدفم از در ميان گذاشتن آن جلب حمايت و همدردي بود.خب!هميشه مشكل حرف زدن با ديگران اين است كه نظر و تائيدشان اهميت پيدا مي كند و قضاوتشان حكمي است تنها بر اساس ديده ها و شنيده هايشان،گيرم اطلاعاتي ناقص!در حالي كه اين موقعيت و تجربه براي من و نه هيچكس ديگر،تاريخچه اي دارد.
جائي كه در آن زندگي مي كنيم مقياسي براي خوبي و بدي وجود ندارد....هر چيزي يا خوب مطلق است يا بد مطلق! نمي خواهيم با صداي بلند بپذيريم كه فقط اجازه قضاوت در حيطه خودمان را داريم،با جسارت درباره ماجرائي حكم مي كنيم ،محكوم مي كنيم،غافل از اينكه در موردمان قضاوت خواهد شد.عقل جاي چشم هايمان راگرفته و هرچه ديدني وظاهري هست ملموس مي شود، جزآن نه حريمي مي شناسيم و نه محدوده اي! بدون اطلاع از شرح ثانيه ثانيه آدم ها درباره تمام زندگيشان تصميم مي گيريم.
مگرنه اينكه فقط يكنفر حق داوري دارد؟!
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
0 نظرات:
ارسال یک نظر