معجزه

 


س.ن:


یه میل اومده برام که کجـــــــــائی بابا،جات خالـــــــیه، نکنه دیگه برنگردی و اینا ( به همین شدت! ) بعدشم یواشکی دم گوشم گفت خودمونیمـــــا نکنه پسوردت یــــادت رفته باشه اگه آره بگو برات یه کاری کنیم بالاخره حق آب و گل و اینا...(انگار اینم فهمیده دفعه آخر پولیورمو توی تاکسی جا گذاشتم!)


آخـــــی طفلک...نمی دونه من هر وقت نطقـم باز شه میام اینجا.همین!


 خ.ن:*


خـــدا نشونم دادی معجــزه یعنی این....


همه نا آرومی هام داره فرو کش میکنه و جاشو میده به یه حـس بی قراری شــیـریـن!


یادمه یه روزی تو گوشم گفته بودی : هیچ برگی از درخت نمی افته مگر به اراده خدا...پس اراده خودش بود...خــواسـت و شــد....شـد صاحــب قــلبـم اونی که لایقش بود.


هر چی فکر می کنم میبینم خدایـــا! یه چیزی این وسط به جریان نمی خوره. بدیش اینه که من اونقدر که فکر میکنی خوب نیستم، که بخوای تا این حد هوامو داشته باشی...البته یه حدسائی می زنما ، خب بذار بگم تو اونــقـــدر بزرگــــی که با این اتفاق می خواستی من سر به هوا رو سربه راه کنی...دیدی گفتم، آره خودشه!


تو قـمار چشمامُ به نمی اشک ، بازی لب هامو به دعا و ورد،و گناه دستامو به نیاز و خواهش تعبیر کردی.اینکه این همه خوبی رو پیش زندگیم گذاشتی تا بال من بشه به هـــوای تو! کـمک کن قدر این وجود نازنــیــنُ بدونم. 


پ.ن:


دیشب رفتم توی اتاق داداشــــی،جـــاش پشت میز کامپیوتر خالی بود...فوتبال دستی،کتابــــاش،CDهای روی میزمثل کارتونائی که با استعداد قابل تحسینی صدای شخصیتاشو  تقلید می کنه، لباس های فوتبالیش باعث شد دلتنگش شم. دلم یهوئی برای زبون حرف زدنمون(اسگر فرمونو بپیچ!)،سربه سر گذاشتنا، دعوا سر نوبت بازی اون آدم ژله ایه که شکمش پر آبه تنگ شد. دادشی مُش مِگذره.


مامانم که دیگه نگو....وجودش یه جور دیگه عزیزه توی خونه...وقتی بهم می گه حالا برو لباستو عوض کن بعد بیا گزارش بده...وقتی موقع رفتن سفارش کرد یادت نره نمازتو بخونی من نیستم این خونه بدون نماز نمونه!


امسال روز پدر منو بابا تنها بودیم،براش یه دستــــــه گــــــل بزرگ خریدم.


مــامــان، بـــابـــا، آرش خیلی دوستتون دارم.(بعدش تو بگو لوس نیستم...!)


پ.ن ۲:


 ارادتمندیم خلاصه مهندس...


قرار بود دیشب صــدای منو برای اولین بار از پشت لب تاپ خودم بشنوین ولی به اینترنت دسترسی نداشتم.


پ.ن۳:


خیلی خسته اش کردم ولی قول دادم دیگه اذیتش نکنم وگرنه 24 ســـــــــــاعـــــت نمیزاره بخوابم :دی


پ.ن ۴:


* : خود ِ نوشته


 


 

0 نظرات:

ارسال یک نظر